بینش معاصر
sociale et personnel
چهارشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۲
امروز بعدازظهر سر يك چهارراه يك مرد ميانسال جلويم را گرفت و گفت: اقا مي بخشيد
ديشب
ريشوها رو ميزدندمواظب باشين.منهم گفتم اشكالي نداره ما زده شده خدايي هستيم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر